پنج شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۶
الخميس ١ المحرّم ١٤٣٩
Thursday, September 21, 2017
پربیننده ترین اخبار
آخرین اخبار
برگزیده ها

کدخبر : 7507
تاریخ مخابره :    ۱۳۹۴/۴/۸ - ۰۱:۰۵
«پیرمحمد ملازهی» در گفت‌و‌گو با «حمایت»
مهاجرت، بافت جمعیتی اروپا را تغییر می دهد

 اولین و مهم‌ترین نیاز بشر در یک کشور، نیاز امنیتی است و هر دولتی موظف است در قدم اول امنیت را برای مردم کشورش تضمین کند.   از این‌رو، وقوع بحران‌ امنیتی در کشورهای منطقه همچون عراق، سوریه، یمن و لیبی، شمار زیادی از مردم که سرپناه خود را از دست داده و هر لحظه جان خود را در معرض خطر می‌بینند، برای دست‌یابی به شرایط بهتری به کشور دیگری مهاجرت می‌کنند؛ ولو غیر قانونی باشد.
  این دسته از افراد، شاید در شرایط ایده‌آلی زندگی نکنند، اما حداقل از امنیت برخوردار می‌شوند. با وجود این، مهاجرت پدیده ایست که موجی از مشکلات و تأثیرات را، هم برای کشور مبدأ و هم کشور مقصد، خواهد داشت. «پیرمحمد ملازهی» کارشناس مسائل بین‌الملل بر این باور است که مهاجرت نیروهای متخصص از کشورهای منطقه همچون عراق و سوریه، بیش از آنکه کشور مقصد را دچار ضرر و زیان کند، کشور جنگ‌زده را متحمل خسارت خواهد کرد، زیرا این کشورها در دوران صلح به دنبال ترمیم زیرساخت‌های اقتصادی خواهد بود، اما نیروهای متخصص خود را در دوران جنگ از دست داده است. این نیروها یا کشته شدند و یا با مهاجرت به کشور اروپایی و دریافت اقامت، تبدیل به نیروی کار کشور مقصد شده‌اند.

 با بروز جنگ و بحران امنیتی در کشورهایی همچون، عراق، سوریه، یمن و حتی لیبی شاهد انفجار مهاجرت به کشورهایی همچون ترکیه و برخی از کشورهای منطقه هستیم. این در‌حالیست که، مهاجرت آفریقایی‌هایی که در مناطق فقیر و مرکزی این کشور زندگی می‌کنند، همواره وجود داشته است. به چه دلیل عموم کشورهای منطقه ترجیح می‌دهند ترکیه را برای پناهندگی در نظر بگیرند؟
موج مهاجرت به کشورهای مدت‌هاست وجود داشته که اخیراً با بروز بحران امنیتی در بسیاری از کشورها شدت یافته است و کاملاً طبیعی است. طبیعتاً، اکثر کشورها به منظور دست‌یابی به رفاه و امنیت شغلی و آینده فرزندان به کشورهای اروپایی مهاجرت می‌کنند و اگر شرایط زندگی در کشور مبدأ سخت باشد، بی‌شک میزان مهاجرت از این کشورها بیشتر خواهد بود.
از سوی دیگر، به نظر می‌رسد شمار زیاد پناهندگانی که تمایل به مهاجرت‌های قانونی، و حتی غیر قانونی، به کشورهای اروپایی دارند، بیشتر آفریقایی‌ها هستند که از کشورهایی با سطح زندگی پایین‌تری همچون سومالی و کشورهای آفریقای مرکزی و همچنین کشورهایی که درگیر جنگ هستند، همچون لیبی، تمایل به مهاجرت و پناهنده شدن به اروپا دارند و در این میان حضور مردمی از عراق و سوریه، و حتی یمن، کمتر دیده می‌شود. آفریقایی‌ها از این منظر که راحت‌تر می‌توانند خود را به اروپا برسانند و مسیر کوتاه‌تری تا مقصد دارند و همچنین رفاه در کشورهای اروپایی بالاتر است، این کشورها را به عنوان هدف و مقصد انتخاب می‌کنند. از این رو، تلاش می‌کنند خود را به سواحل ایتالیا رسانده و سپس به هر کشوری که در نظر دارند بروند. علاوه براین، آنچه این تمایل را افزایش می‌دهد این است که اتحادیه اروپا نیز برای هر شخصی که به یکی از این کشورهای اروپایی وارد می‌شود، قوانین خاصی را دارد که امکان اخراج آن‌ها را از کشور مقصد کاهش می‌دهد.
با وجود این، در عراق و سوریه، موج زیادی از مردم این کشور به دلیل بحران امنیتی و شرایط فجیع انسانی، به دنبال آن هستند تا به کشور دیگری که حداقل نیاز امنیتی آنان را برآورده سازد مهاجرت کند. در نتیجه، عموم مردم این کشورها، کمتر تمایل دارند تا به شمال آفریقا رفته و از آن‌جا خود را به ساحل ایتالیا برساند، عموماً به کشورهای دیگری همچون ترکیه مهاجرت می‌کنند. با وجود این، ترکیه برای شمار زیادی از آن‌ها مقصد نهایی نیست و در صددند از طریق ترکیه خود را به کشورهای اروپایی همچون یونان، بلغارستان و یا هر کشور اروپایی دیگری که امکان زندگی برای آن‌ها وجود داشته باشد برسانند. در نهایت به نظر می‌رسد مهاجرت مردم جنگ‌زده عراق و سوریه به ترکیه بیش از آنکه دغدغه آنکارا باشد، مسئله کشورهای اروپایی است.
 این موج انسانی مهاجران به کشورهای اروپایی و ترکیه، بی‌شک تأثیراتی بر اقتصاد و معیشت مردم کشور مقصد خواهد گذاشت. تحلیل شما چیست؟
در کشورهای اروپایی یک نگرانی جدی در مورد مهاجران وجود دارد. اروپایی‌ها نگران هستند نیروهای رادیکال اسلامی، عناصر خود را در میان مهاجران به کشورهای اروپایی بفرستند و به لحاظ امنیتی مشکلاتی را برای کشورهای اروپایی   ایجاد کنند. همچنین، عمده این مهاجران مسلمان هستند و زمانی که به یک جامعه غیر مسلمان وارد می‌شوند تأثیرات مهمی بر بافت جمعیتی آن کشور می‌گذارند؛ به گونه‌ای که شمار جمعیت مسلمان را افزایش می‌دهند. این در حالیست، که اروپایی‌ها به هیچ عنوان تمایل ندارند میزان جمعیت مسلمان‌نشین در کشورشان زیاد شود.
همچنین، مسائل امنیتی و اقتصادی نیز این نگرانی‌ها را تشدید می‌کند زیرا این نیروهایی که وارد کشور مقصد می‌شوند به دلیل اینکه نمی‌توانند از صد در صد حقوق شهروندی برخوردار شوند حاضرند به هر کاری و با هر میزان دست مزدی تن دهند که این امر بازار کار را از نیروهای اروپایی خواهد گرفت. این مشکلاتی است که برای کشور مقصد مطرح است. به همین دلایل و به خصوص جلوگیری از افزایش جمعیت مسلمان است که در حال حاضر کشورهای اروپایی برای پذیرش مهاجران سخت‌گیری می‌کنند.
 ترکیه چطور؟ به نظر نمی‌رسد افزایش جمعیت مسلمانان دغدغه سیاستمداران آنکارا باشد.
 در ترکیه معادلات کمی متفاوت است. به این معنا که ترکیه از آشوب در سوریه استقبال کرده و به همین دلیل پذیرای مهاجران سوری است. «رجب طیب اردوغان»، رئیس‌جمهور ترکیه، به دنبال آن است تا قدرت در سوریه از دست «بشار اسد» رئیس جمهور سوریه، خارج شده و بتواند معادلات منطقه را به نفع خود تغییر دهد. به همین دلیل مهاجرانی را که از خاک سوریه وارد این کشور می‌شوند می‌پذیرد، اما این پذیرایی ترک‌ها از مردم عرب سوریه موقتی خواهد بود. مقامات آنکارا می‌دانند اگر جنگ در سوریه و عراق تمام شود، مردم این کشورها به سرزمین خود باز خواهند گشت.  زیرا بی‌شک شرایط زندگی در کشورشان از شرایط زندگی در ترکیه بهتر است. به معنای دیگر، اگر مهاجران، بعد از پایان جنگ، ناچار به انتخاب بین کشور خود و اردوگاه‌های پناهندگی ترکیه باشند، کشور خود را انتخاب خواهند کرد.  با‌وجود این، نگرانی مهم ترکیه، همچون اروپایی‌ها، ورود عناصر تروریستی در میان مهاجران به مرزهای داخلی کشورش است که امنیت این کشور را تحت‌الشعاع قرار دهد به نظر می‌رسد این امر دغدغه مشترک همه کشورهای مهاجرپذیر به حساب می‌آید.
اما اگر این پناهندگان بتوانند خود را به کشورهای اروپایی برسانند، آن‌گاه تمایلی برای بازگشت به عراق و سوریه نخواهند داشت. زیرا سطح رفاه و امکانات در کشور اروپایی با شرایط بعد از جنگ سوریه و عراق قابل قیاس نیست؛ حتی مهاجرانی که به صورت غیرقانونی به این کشورها می‌روند. وجود قوانینی در اروپا که تا حدودی از حق و حقوق این پناهندگان حمایت می‌کند این انگیزه را دوچندان کرده است. در حقیقت، قوانینی در اروپا وجود دارد که اگر یک مهاجر غیر قانونی خود را به اروپا برساند، که با اتکا به آن، فرد از طرف دولت و جامعه پذیرفته می‌شود. از این رو، مشکل مهاجران تنها ورود به اروپاست، زیرا تا زمانی که خود را به مرزهای داخلی یک کشور اروپایی نرساندند، نمی‌توانند از این قوانین برای پناهندگی و حتی اقامت استفاده کند. اما زمانی که وارد شدند می‌توانند وکیل بگیرند و مقیم شوند. همچنین، اگر ثابت شود در کشور خود امنیت جانی ندارند، دولت‌های اروپایی موظف به پذیرش آن‌ها خواهند بود. قوانینی نیز وجود دارد که با اتکا بر آن دولت‌های اروپای ناچارند بخشی از هزینه‌های رفاهی مهاجران را تقبل کند. به خصوص در نروژ، سوئد قوانین بیشتری به نفع مهاجران و پناهندگان تدوین شده است.
   این بی‌تمایلی مهاجران برای بازگشت به کشور خود، چه تأثیراتی بر کشور مبدأ خواهد گذاشت؟
قطعاً، اکثر افرادی که از کشور مبدأ به کشور دومی پناهنده می‌شوند، طبقه تحصیل‌کرده و افراد روشنفکر و متخصص بوده و این‌گونه نیست که تمامی این افراد، از طبقه پایین و فرودست جامعه هستند. در حقیقت، طبقه متوسط و طبقه فرادست جامعه است که بیشترین تمایل را برای مهاجرت به کشور دیگری، اروپا، دارند. این‌ها افرادی هستند که نیروهای متخصص جامعه به حساب می‌آیند و اکثراً دانشگاهی، پزشک، مهندس و سرمایه‌دار هستند. بنابراین، زمانی که جمعیت تحصیل‌کرده یک کشوری تخلیه شود و این افراد دیگر انگیزه‌ای برای بازگشت به کشور خود نداشته باشند، طبیعتاً کشور مبدأ نمی‌تواند در شرایط صلح زیر ساخت‌های اقتصادی خود را، آن‌گونه که لازم است، توسعه دهد. در نتیجه، کشور مبدأ متحمل ضرر و زیان بیشتری خواهد شد. در مقابل، اگرچه کشور مقصد هزینه‌های را صرف رفاه نسبی مهاجران خواهد کرد، اما در آینده از این نیروهای متخصص بهره‌برداری خواهد کرد و سود می‌برد. به طور مثال مردمی که از عراق و سوریه خارج شدند عمدتاً نیروهای متخصص و کارآمد این کشور بودند که توانستند با ورود به کشور اروپایی، ضمن برخورداری از شرایط امن آن کشور، جذب بازار کار شده و به عنوان یک نیروی متخصص در آن کشور مشغول به کار شوند. این دسته افراد هم در شرایط بهتری زندگی کرده و هم به توسعه اقتصادی کشور مقصد کمک می‌کنند. در نهایت این کشور جنگ زده است که با از دست دادن نیروی متخصص، بیشترین ضرر را خواهد دید.
 

کلید ‫واژه‌های مطلب:
بافت جمعیتی اروپا
|
مهاجرت
|
پیرمحمد ملازهی
|
ارسال نظر
نام :
ایمیل:
متن نظر:
ارسال
نظرات ارسال شده